قالبهای کارت دعوت متحرک
همه قالبها تازهاند و حرکت خودشان را دارند؛ پیشنمایش زنده را با متن نمونه ببین و روی هر کدام بزن تا کارت خودت را با همان قالب بسازی.
- باران گلبرگعاشقانهگلبرگهای رز آرام از دو طرف کارت میبارند و هالهای طلایی پشت نامها میچرخد
- سفره عقدسنتی امروزیآینه و شمعدان روشن میشوند و نوری روی آینه میلغزد؛ کلهقند، رز سپید و ترمه پای سفره
- نئون عاشقانهجوان و جسورقلب نئونی روی دیوار آجری چشمک میزند و روشن میشود؛ قلبهای کوچک بالا میروند
- ترمه شاهانهسنتی و فاخرزمینه ترمه با بتهجقههای طلایی که نور رویشان میلغزد و کارت طاقی عاجی در دل آن
- شب پرستارهرؤیاییصورت فلکی قلب ستارهبهستاره کشیده میشود، شهابها میگذرند و سروها در مهتاب تکان میخورند
- آینهکاریایرانی مدرنطاق آینهکاری ایرانی که برق هزار تکه آینه رویش میدود و ستاره آینهای بالای آن میچرخد
- باغ ایرانیایرانیسروهای باغ ایرانی آرام تکان میخورند، فوارهها در حوض میجوشند و پرستوها از آسمان میگذرند
- انفجار کنفتیپرانرژیکنفتی از پشت نامها منفجر میشود و دور کارت مینشیند، ریسهها تاب میخورند و پرتوی بزرگ آرام میچرخد
- شب دیسکوشبنشینیگوی دیسکوی آینهای میچرخد، نورها روی کارت میگردند و کف رقص چشمک میزند
- رترونوستالژینوارهای رنگی دهه هفتاد از گوشهها سُر میخورند، گلهای مینا میچرخند و خورشید غروب پرتو میدهد
- کیک و شمعتولدکیک چندطبقه از پایین قد میکشد، شمعها یکییکی روشن میشوند و ریسه پرچمی تاب میخورد
- آتشبازیجشنموشکها از پشت برج میلاد بالا میروند و در آسمان شب گل آتش میدهند، پنجرههای شهر چشمک میزنند
- پرتاب کلاهافتخارکلاههای فارغالتحصیلی از پایین به هوا پرتاب میشوند و معلق میچرخند، ستارههای طلایی چشمک میزنند
- روبان افتتاحرسمی و شادروبان ساتن باز میشود، پاپیون مینشیند و قیچی طلایی بُرش میزند؛ نورافکنها روی کارت میچرخند
- هندسی جسورمدرندایره، نیمدایره، زیگزاگ و مثلثهای رنگی از لبهها سُر میخورند و کنار متن آرام میچرخند
- دورهمیگرم و صمیمیریسههای چراغ یکییکی روشن میشوند و از استکانهای چای روی سفره بخار بلند میشود
- جشن بادکنکشاددستهدسته بادکنک براق از پایین کارت بالا میآیند، پرچمکها یکییکی باز میشوند و همهچیز آرام تاب میخورد
- سفر فضاییماجراجوموشک با شعله و دود از زمین بلند میشود، فضانورد کوچولو شناور است، ماهِ کوچک دور سیاره میچرخد و ستارهها چشمک میزنند
- جنگل شادکودکانهمیمون از شاخه تاب میخورد، زرافه از کنار کارت سرک میکشد، بچهشیر از لای بوتهها بیرون میآید و برگها آرام تکان میخورند
- زیر دریاکودکانهماهیها دستهجمعی از بالای کارت رد میشوند، نهنگ فواره میزند، حبابها بالا میروند و هشتپا از کف دریا دست تکان میدهد
- ابر آبنباتیرویاییرنگینکمان پاستلی از دل ابرها بالا میآید، آبنباتها رنگی میبارند، تکشاخ کوچولو از پشت ابر سرک میکشد و ستارهها برق میزنند
- ماه و لالاییآرامماهِ خوابآلود روی نخش آرام تاب میخورد، ستارهی کوچولو از نوکش آویزان است، ستارههای آویز میرقصند و ابرها آهسته رد میشوند
- لکلک مهربانمهربانلکلک با بالزدن از راه میرسد و بقچهی نوزاد را تاب میدهد، ابرها میگذرند و قلبهای کوچک به آسمان میروند
- اولین دندانبامزهدندانِ خندان با انفجاری از ستاره و برق وارد میشود، هالهی نور پشتش میچرخد و مسواک و حبابهای کف شادی را کامل میکنند
- آش دندونیسنتینقلها مثل نقلپاشی از بالا میبارند، از کاسهی فیروزهای آش دندونی بخار بلند میشود و ریسهی نقل بالای کارت میدرخشد
- انار یلداسنتیدانههای انار از دل انارِ نیمهشده روی ترمه میریزند، شمع کنار دیوان حافظ میلرزد و ماه آرام نفس میکشد
- کرسی و قصهگرم و خانوادگیپشت پنجره برف میبارد و ماه میتابد، لحاف کرسی بالا میآید و هندوانه، آجیل و چای بخارکنان رویش مینشینند
- شب برفیرؤیاییبرف آرام میبارد، ریسه انارها بالای کارت تاب میخورد و سروهای برفنشسته از دل برف قد میکشند
- هفتسین شادشادسبزه و سنبل تاب میخورند، ماهی قرمز توی تُنگ شیرجه میزند و حباب میدهد، شمعها کنار آینه سوسو میزنند
- شکوفه بهاریرؤیاییشاخههای بادام از دو گوشه گل به گل شکوفه میدهند، گلبرگها آرام میریزند و پروانهها بالزنان از کارت میگذرند
- کاشی بهارسنتی مدرنکاشیهای فیروزهای و لاجوردی یکییکی کنار هم مینشینند و قاب میسازند، شمسه میچرخد، پرندهها میگذرند و ماهی قرمز در حوض میچرخد
- آتش و فانوسپرشورفانوسها روی ریسه تاب میخورند و فانوسهای آسمانی بالا میروند، آتش شعله میکشد و جرقهها و فشفشهها به هوا میپاشند
- شمع یادبودباوقاریک شمع بلند که شعلهاش آرام میلرزد و نورش نفس میکشد؛ روبان مشکی و قاب باریک
- سوسن سپیدآرامشاخههای سوسن سپید آرام از کنار کارت قد میکشند و گلها یکییکی پیدا میشوند
- سرو و ماهعمیقسروی تنها زیر هلال ماه، ستارههای کمسو و مهی که بسیار آرام میگذرد
- لاله یادبا عکسعکس عزیزتان در قاب طاقی با روبان مشکی؛ بیعکس، یک لاله آرام در همان قاب
